وجه تسمیه بجندر   

ازدو کلمه بجه(boje) و دره(darre)به معنی دره ابشار گرفته شده است.

 تلفظ بجهدره به مرور زمان به صورت بجندر(bejendar) در امده است.

بجندر سالیان دو ر  از دل کوه به وفور سرازیر می شده و به واسطه چند ابشار از دامنه شمال شرقی 

وارد روستا می گردید. اما ازکمتر ازیک قرن پیش  که با هدف جلوگیری از تخریب مسیر اب توسط سیلاب

 کانال اب رابطول تقریبی یک کیلومتر از محل جوشش از کوه تا ابتدای مدخل روستا  پوشاندند و  به شکل

قناتی در اوردند دیگر از  ان ابشارهای باشکوه خبری نیست.

به اعتقاد عامه از ان زمان که ابشخور طبیعی وحوش محدود شد از حجم ومقدار  اب بجندر نیز به شدت

کاسته شده است.

 اب گورای بجندر  دامنه شمالی روستا را در می نوردد و در میانه راه با پیوستن اب کوچکتر روانی به نام

اب پر  به ان باغها و مزارع روستا را سیراب میکند. 

مسیر این اب تا ورودی غربی روستا سراسر منظره زیبایی است که مشتاقان وگردشگران ومسافران  کویر

را از اطراف و اکناف به این محل سرسبز می کشاند.

این اب روان در شمال خود کوهستان سر به فلک کشیده تیره و در جنوب خود باغات مشرف به روستا را

طی می کند.

برگی تاریخی ازحوادث دزیان(زین العابدین بیگ)

بدلیل اشتغال اصلی بخشی ازمردم  دزیان به دامداری ، دزیانیها در خارج از محدوده روستا از دیربازدارای مراتع وسیعی بوده اند.از انجا که در دل هر یک از این مراتع چاه اب و امکانات رمه داری مهیا بوده، طوایف سنگسری با پرداخت مال الاجاره در ایام زمستان از این مراتع به عنوان قشلاق خود بهره برداری می کردند.

در آستانه جنگ جهانی اول و خلع محمدعلی شاه ازحکومت و واگذاری پادشاهی ایران به کودک خردسالش ، با توجه به اوضاع بی ثبات ونابسامان مملکت ناشی ازدخالت و حضور نیروهای اجنبی، طوایف رمه دار سنگسری از تخلیه مراتع روستای دزیان سرباز زده و حاضر به پرداخت اجاره بها نیز نمی شوند.

مردم به پیشگاه امیر اعظم حاکم شاهرود تظلم خواهی می کنند، اما این شکایت ها به دلیل همکاسه گی متصرفین مراتع مردم دزیان با حکومت وقت، راه به جایی نمی برند.

لذا در سال 1391 ه.ش طایفه شاهینی تحت زعامت "زین العابدین بیک" بزرگ خاندان خود با ابزاراولیه دفاعی به استیفای حقوق خود پرداخته و برای بازپس گیری مراتع خود راسا اقدام می کنند.

از انجا که سنگسری ها همیشه مسلح بوده اند با پشت گرمی عوامل نظامی حکومتی، به روی مردم اتش می گشایند و رهبر قیام "زین العابدین بیک" را می کشند.

خانم "صاحب سلطان" به خونخواهی شوهرشهیدش، یکی از شکارچیان و تیر اندازان مشهور و زبانزد منطقه به نام "کربلایی اقا خانخودینی" را با پول فراوان راضی به انتقام می کند.

او در مراتع موصوف به کمین "علیجان عرب" سرکرده طوایف سنگسری می نشیند. علیجان علیرغم اینکه از طریق خبرچین هایش از قصد ضارب اطلاع یافته بود، به تنهایی بی تفنگداران همراهش با روحیه ای سرشار از نخوت و غرور بر سر راه او ظاهر می شود و با اعلام اینکه از قصد ضارب مطلع است از او تفنگش را مطالبه می کند.

"کربلایی اقا" که مطمئن است تحویل تفنگ برابر مرگ اوست در حین تحویل اسلحه ، اتش می گشاید وخان از اسب به زیر می افتد.

وی اگرچه جسد خان را پنهان می کند اما برگشت اسب بی سوار به قرارگاه راز می گشاید ومقاومت چند روزه کربلایی اقا در قلعه مستحکم خانخودی راه به جایی نمی برد. برادر " کربلایی اقا " کشته می شود و خودش به کوهستان فراری می گردد.

سنگسری ها نیز به انتقام، برای غارت به روستای دزیان یورش می برند و کلیه اسباب و اثاثیه و اذوقه طایفه شاهینی را از منازل خارج و اتش می زنند.

وجه تسمیه دزیان

وجه تسميه و پيشينه تاريخي دزیان وجه تسميه و پيشينه تاريخي دزیان حدود800 سال قبل از میلادمسیح و در دوران حکومت کیانی (کمتر از 3000 سال پیش) دو برادر به نامهای "دز" و "گیو"در این منطقه سکنی می گزینند. انان به کشاورزی ودامداری می شوند وبا گسترش مراتع سرزمین خود را تقسیم می کنند. بعدها از ریشه نامهای این دو برادر بازماندگان انان سرحدات برادراولی را"دزیان"ودومی را"گیور" نامیدند. هم اکنون مردم دزیان به شش طایفه : ۱.شاهینی (تیره کربلایی صفری/تیره اخوندی/تیره میرزامحمدی). ۲.دزیانی(نسب کربلایی ابراهیم). ۳.بیکی(نسب حاج حسین). ۴.عجمی(نسب حاجی بابا) ۵.حسینی(تیره میرحسینی ها/تیره میرزا محمد علی ها) ۶.احمدی تقسیم بندی می شوند.

مشاهیر دزیان: حاج تقی دزیانی

"حاج تقی دزیانی" کودکی بیش نبود که با خشم پدربر او بر سر مشکلی کوچک، قصد هجرت از دزیان، سرزمین ابا و اجدادی خود نمود.

او مصمم وبا پای پیاده مسیر 300 کیلومتری دزیان به گرگان را طی کرد. در آنجا به کشاورزی مشغول شد.

سالیان متمادی سخت به طلب روزی حلال سعی و تلاش وافر نمود و به خصوص در " کشت ، تجارت و استحصال پنبه " سر امد تجار منطقه شد.

دفتر تاریخ گرگان زمین را که ورق بزنیم به نام هایی بر میخوریم که هر چند دارای پست و مقام آن چنانی نبودند لیکن با گذشتن از مال خود و ایجاد یادگارهایی والا در این دیار ، نام نیک از خود بر جای گذاشته و هر یک به سهم خود چه اندک چه بسیار زمینه ساز بخشی از حرکت گرگان به سوی توسعه شده اند.

 

ازانجا که با خود ساختگی ثروت فراوان اندوخته بود، در تکریم اقشار زحمتکش پیدا و پنهان از هیچ کوشش و کمکی فرو گذار نکرد.

برای تعظیم شعائر دینی "مسجد موسی بن جعفر" را بنیان نهاد و "خانه عالم" را برای اسایش امام جماعت ان وقف نمود.

وی "ابنیه بسیاری در محلات خیابان شهدا گرگان" وقف عام نمود.

در پایان عمرش از انجا که احساس نمود اجل مهلتش نمی دهد، به پیشکارش وصیت نمود در اولین فرصت "بیمارستان وزایشگاه دزیانی"را با سرمایه اش احداث نمایند تا مادران در محیطی بهداشتی وفارغ از نگرانی از مرگ ومیر فرزندانی سالم و صالح به جامعه تحویل دهند.

این بیمارستان از یک دهه قبل از انقلاب اسلامی از سال 1343 تا کنون به همت این خیر نیکوکار خدمات بیشماری را به مردم منطقه ارائه نموده است.

دزیان

روستای دزیان در ۱۴۰کیلومتری جنوب شرقی شهرستان شاهرود و در استان سمنان واقع گردیده

است

دزیان با مختصات جغرافيايي 56 درجه طول شرقي و 3 درجه عرض شمالي در 24 کيلومتري جنوب شرقي

شهربيارجمند واقع شده است.


دزیان از شمال به دهستان خانخودی واز جنوب بر دامنه کوه تیره (تیره کوه/تیرکوه)نشسته است.

کوه تیره رشته کوهی با امتداد خاوری و باختری است که با رشته های فرعی جنوب دامغان پیوستگی

دارد. در دامنه این رشته از خاور به باختر آبادی های قلعه بالا، گیور، دزیان و قلعه احمد قرار دارند
 

 ارتفاع اين روستا از سطح دريا 1250 متر است. آب و هواي آن در تابستان گرم وخشک و در زمستان 

سرد و معتدل است.

مردم روستاي  دزیان با لهجه محلي شاهرودي صحبت مي کنند، مسلمان و پيرو مذهب شيعه جعفري

هستند.

درآمد اکثر مردم  از فعاليت هاي زراعي و دامداري تامين مي شود. گندم، جو، کنجد، فلفل، لوبيا، سيب

زميني، گردو، بادام، انگور و انار از محصولات زراعي و باغي روستاي دزیان به شمار مي آيند.       

روستاي  دزیان در يک محدوده کوهستاني استقرار يافته و بافت مسکوني متمرکزي دارد. اکثر خانه هاي

روستاييان در يک طبقه با سقف هاي مسطح و در شيب و دامنه کوه ساخته شده اند. به طوري که

روستاي دزیان به صورت پلکاني شکل گرفته شده است. عمده مصالح به کار رفته در خانه هاي قديمي

مشتمل بر سنگ، گل، خشت و چوب است. اما در خانه هاي جديد از مصالح آهن، سيمان، آجر و گچ

استفاده مي شود.

روستاي کوهپايه اي  دزیان با مجموعه کم نظيري از جاذبه هاي طبيعي و تاريخي يکي از روستاهاي

ديدني استان سمنان است.

در آميختگي مناظر زيباي کوهستاني و چشم اندازهاي اغوا کننده سراب هاي کويري، از جلوه هاي کم

نظير طبيعت روستاي  دزیان است.

مردم روستاي دزیان همانند ساير ايرانيان اعياد ملي و مذهبي نوروز، فطر، قربان، غدير و مبعث پيامبر

(ص) را به جشن و سرور وايام وفات و شهادت ائمه به ويژه ايام محرم (تاسوعا و عاشورا) را به تعزيه

خواني و سوگواري مي پردازند.

موسيقي مورد علاقه مردم روستاي دزیان، ترانه ها و نغمه هاي محلي است که غالبا در جشن ها و

مراسم عروسي خوانده و نواخته مي شوند.

انواع اشکنه، ماست جوش، قوروتي (کشک بادمجان) وآبگوشت و آش ترش از معروف ترين غذاهاي

محلي روستاي دزیان است.

موقعیت زیست محیطی:

 دزیان در محدوده يكي از پرجاذبه ترين و بكرترين پارك هاي ملي كشور، يعني خارتوران قرار گرفته است؛

يگانه پاركي كه هنوز هيچ يك از زيستمندان گياهي و جانوري پرارزشش را از دست نداده و از تنوعي كم

نظير برخوردار است.

پارک ملی خارتوران  با 1470640هکتار مساحت بزرگ ترین منطقه حفاظت شده ایران است که در سند

مورخ ۱۷ ژانویه ۱۹۷۷ از سوى برنامه انسان و کره مسکونی مربوط به سازمان ملل تحت عنوان ذخیره گاه

زیست کره معرفى شده است.

اين ذخيره‌گاه انواعي از زيستگاهها شامل سه دشت پهناور با ارتفاعهاي مختلف از 1400-700 متر، سه

رشته كوه با نامهاي كوه پيغمبر در جنوب شرقي با ارتفاع 2265 متر، شتركوه در غرب با ارتفاع 2281 متر و

كوه ملحدو در شمال غرب با ارتفاع 2411 متر از سطح دريا، حدود200000 هكتار تپه‌هاي ماسه‌اي، كفه

(كوير) وسيع غير حاصلخيز و سيستم رودخانه‌اي شور را دارا مي‌باشد در مجموع 604 گونه گياهي شامل

يك گونه جلبك، يك گونه سرخس، دو گونه بازدانه و 600 گونه نهاندانه از منطقه گزارش شده است كه به

55 تيره و 296 جنس تعلق دارند. 432 گونه (6/71 درصد) فلور منطقه انحصاري ناحيه ايراني–توراني

هستند كه از اين تعداد 46 گونه انحصاري ايران مي‌باشند و در ميان آنها دو گونه Astragalus kavirensisو

A. touranicus انحصاري ذخيره گاه بيوسفر توران هستند. در بين گياهان منطقه، تروفيتها با 268 گونه    

(۴/۴۴درصد) و همي‌كريپتوفيتها با 153 گونه (3/25 درصد) مهمترين شكلهاي زيستي منطقه مي‌باشند.

هنوز گونه هاى کمیاب و با ارزش یوزپلنگ آسیایى، گورخر آسیایى، جبیر، زاغ بور و هوبره که در خیلى از

مناطق به کلى از بین رفته یا در خطر نابودى است  در منطقه توران یافت مى شود.

در گوشه شرقى توران یک توده دست نخورده از بنه (پسته وحشى) وجود دارد.
  
سرزميني كه براي بسياري از بوم شناسان و جهانگرداني كه از آن ديدن كرده اند يادآور زيستگاه هاي

ناآرام و وحشي آفريقا است؛ زيستگاهي كه كماكان در آن گورخر منحصربه فرد آسيايي مي خرامد و

يوزپلنگ تيزپاي مغرور جولان مي دهد.
 

در تشريح ارزش هاي بي نظير خارتوران، همان بس كه بدانيم تاكنون متجاوز از 48 خانواده و 375 گونه از

گياهان آوندي نيز در اين سرزمين شناسايي شده اند.

واين چشم اندازي زيباست از خارتوران (بين قلعه بالا و دستجرد در 10كيلومتري غرب كال شور سبزوار) با

پوشش گياهي نسبتا مطلوبي از دم روباه، كاروانكش، افدرا، شور، سيف، گز، قيچ، اسپند، تاغ، جارو،

گون، درمنه، كما، فرفيون، چوبك، اسكنبيل، خارشتر و نيز آتري پلكس و تاغزارهاي دست كاشت. خار

توران از معدود زيستگاه هايي است كه هنوز مي توان در آن چند گورخر آسيايي را سراغ گرفت. چنين

است كه در برخي منابع خارتوران را بعد از <سرنگتي> آفريقا واقع در كشور تانزانيا، دومين منطقه

راهبردي جهان از منظر اندوخته گاه زيست سپهر به شمار مي آورند.

از مجموع 128 پارچه آبادي موجود در شهر بيارجمند، تنها 48 آبادي هنوز نفس كشيده و داراي سكنه

است.

 شناسه اي گويا كه تاييدي است بر افت كارايي سرزمين و شتاب بيابان زايي در منطقه.