خانواده در جامعه روستایی ایران

 

 نگرش کلی

خانواده در جامعه روستایی ایران نه فقط محل انس و الفت زناشویی ، کانون پرورش کودک و مرکز انتقال بسیاری از میراث‌های فرهنگی ، ارزشها ، هنجارهای اجتماعی و عادات و رسوم و سنت‌های روستایی است، بلکه در عین حال یک نهاد اقتصادی به شمار می‌رود که بخش عمده‌ای از نیازمندیهای اساسی زندگی خانواده را از طریق تولید تامین می‌کند.

در واقع گروه کار و گروه خانوادگی در هم ادغام می‌شوند و اجتماع متشکل و به هم پیوسته‌ای را بوجود می‌آورند که اعضای آن به منظور تامین معاش خانواده فعالیت اقتصادی مشترکی دارند و همگی در ادامه حیات خانواده سهیم‌اند. خانواده روستایی هسته اصلی جامعه روستایی را تشکیل می‌دهد. به نظر می‌رسد که طبیعت خانواده‌های روستایی ، مهمترین عامل تشکیل دهنده خصیصه بارز گروههای روستایی به عنوان پدیده اجتماعی است و این امر تصویر کلی گروه‌های روستایی سراسر دنیا را به دست می‌آورد.

انواع خانواده روستایی در ایران

خانواده زارع

خانواده زارع از زمین زراعی بهره برداری می‌کند و پایه اصلی فعالیت اقتصادی آن متکی به زمین زراعی است و همین عامل سبب تشدید همبستگی میان اعضای خانواده می‌شود، میان خانوده‌های زارع از لحاظ میزان حق آبه ، کمیت و کیفیت زمین و شیوه تولید کشاورزی کم و بیش تفاوتهایی وجود دارد، و این امر در ساختار خانواده ، وظایف ، رفتارها و روابط متقابل میان افراد و جنبه‌های دیگر زندگی خانوادگی اثر می‌گذارد.

خانواده خوش نشین

خوش نشینان روستایی فاقد زمین زراعی‌اند و بر حسب چگونگی وضع اشتغال ، به گروه‌های متعددی تقسیم می‌شوند. خوش نشینان از لحاظ نوع اشتغال به گروه‌های عمده کارگران روستا ، سوداگران روستایی ، کاسب کاران ، کارکنان خدماتی ، افزارمندان و دامداران تقسیم شده‌اند، که هر کدام از آنها مشتمل بر چند گروه شغلی کوچکتر هستند.

اشکال خانواده روستایی از دید جامعه شناسان

خانواده هسته‌ای

به گونه‌ای از خانواده گفته می‌شود که از زن و شوهر بدون فرزند یا از زن و شوهر و فرزندان ازدواج نکرده تشکیل شده باشد.

خانواده گسترده

نوعی خانواده است که علاوه بر اعضای اصلی خانواده ، زن و شوهر و فرزندان و عروس یا داماد و نوه‌ها و سایر خویشاوندان را دربر گیرد. خانواده گسترده ممکن است سه نسل و یا بیشتر را شامل شود. میزان خانواده گسترده در جامعه روستایی ایران از جامعه شهری بیشتر است.

عوامل مرتبط با موجودیت خانواده در قشرهای روستایی

عامل اقتصادی

در پاره‌ای از مناطق روستایی و در میان برخی از قشرهای اجتماعی روستانشین که فعالیت‌های اقتصادی خانواده تنوع بیشتری دارد و یا در مناطقی که اقتصاد برنج حاکم است، خانواده غالبا در امور تولیدی به نیروی کار انسانی بیشتری نیاز دارد، در نتیجه تعدادی خانواده از نوع گسترده است که افراد زیادی را در بر می‌گیرد و گاهی حتی چهار نسل در کنار هم و زیر یک سقف زندگی می‌کنند و از منبع در آمد مشترکی تامین معاش می‌کنند. مسئله قابل توجهی که در این زمینه مطرح می‌شود، وجود وابستگی اقتصادی است. در این قبیل خانواده‌ها ، اعضا از نظر اقتصادی متکی به خانواده هستند و همگی زیر نظر رئیس خانواده به منظور حفظ و توسعه بهره برداری خانوادگی مشترکا فعالیت دارند.

عامل فرهنگی

کمبود و دشواری راههای ارتباطی ، دور بودن از شهرها و بالاخره انزوای فرهنگی برای پاره‌ای جوامع روستایی سبب شده است که بسیاری از ارزشها و هنجارهای اجتماعی محفوظ بماند و در این جوامع بر اثر وجود سنت اطاعت و فرمانبرداری کهتران از مهتران و در نتیجه سازگاری روانی افراد ، امکان زیست چند سال در کنار هم و زیر یک سقف میسر است. می‌توان گفت در این قبیل جوامع وجود خانواده گسترده با عامل فرهنگی نیز ارتباط دارد.

عامل همگرایی

در برخی جوامع روستایی و همچنین در میان پاره‌ای از گروه‌های اجتماعی ، قطع نظر از عوامل اقتصادی و فرهنگی ، عامل همگرایی ، عصبیت خویشاوندی و مذهبی نیز می‌تواند در موجودیت خانواده گسترده موثر باشد. در میان ترک‌ها و کردها همگرایی خویشاوندی به نسبت شدیدتر از دیگر گروه هاست، شاید همین عامل در موجودیت خانواده گسترده و بالابودن نسبی میزان آن در آذربایجان و کردستان تاثیر داشته باشد. در میان فرقه مذهبی اهل حق میزان خانواده گسترده به نسبت بالاست و این امر ممکن است با همگرایی و عصبیت مذهبی پیروان این فرقه ارتباط داشته باشد.

بعد خانواده روستایی

یکی از مهمترین کارکردهای خانواده روستایی سنتی تولید خانوادگی است. محصول تولیدی خواه برای فروش و خواه به منظور مصرف داخلی خانواده باشد، مستلزم فعالیت و کار مشترک همه اعضای خانواده است. خانواده روستایی سنتی بطور عمده نیروی کار موردنیاز تولیدات خانگی را از داخل تامین می‌کند. عضو خانواده به عنوان نیروی کار دارای ارزش است، هر چه نیروی کار بیشتر باشد، خانواده ارزش اجتماعی بیشتری در جامعه احراز می‌کند، هریک از اعضای خانواده به اندازه توانش در امر تولید فعالیت دارد و به اندازه نیازش استفاده می‌کند.

بدین ترتیب وسعت ابعاد خانواده روستایی سنتی را می‌توان به مثابه گونه‌ای ارزش اجتماعی در نظر گرفت، بنابراین فرزند بویژه پسر در خانواده دارای ارزش اجتماعی است و تا زمانی که خانواده روستایی به علت ضعف تکنولوژی به نیروی کار اعضایش متکی باشد بعد خانواده وسیع است و افراد زیادی را در بر می‌گیرد. بعد خانواده در میان قشرهای مختلف اجتماعی جامعه روستایی بر حسب پایگاه اجتماعی خانواده ، میزان زمین ، میزان حق آبه و در آمد خانواده و نیز در میان گروههای مختلف ایلی ، طایفه‌ای و مذهبی فرق می‌کند.

اطلاعات مربوط به سرشماری نفوس و مسکن دزیان در سال 1385

 

نام استان

سمنان

نام شهرستان

شاهرود

نام بخش

بيارجمند

نام دهستان

بيارجمند

نام آبادی

دزيان

وضع طبیعی آبادی

کوهستانی یا تپه ا

تعداد خانوار                                         ۸۷

 

 

جمعيت

200

مرد

84

زن

116

 

حمام عمومی

دارد

 

بهداشتیار

دارد

بهورز

دارد

 

برق

دارد

وضع سکونت آبادی

 دارای سکنه دائمی

 

راه زمینی 

    جاده ی آسفالته

 

صندوق پست        

دارد

 

دفتر مخابرات

دارد

 

دسترسی به وسیله ی نقلیه ی عمومی

دارد

 

مرد شاغل

60

زن شاغل

41

مرد بیکار

1

زن بیکار

0

 

دبستان

دارد

 

مسجد

دارد

امامزاده

دارد

سایر اماکن مذهبی

دارد

 

شورای اسلامی

دارد

 

شرکت تعاونی

دارد

 

آب لوله کشی

دارد

تصفیه آب

دارد

 

فروشگاه تعاونی

دارد

بقالی

دارد

کارواش شاهینی

موسسه خدماتي گلستان كار در سال 1364 درگرگان تاسيس گرديد و در ابتدا با شستشوي انواع خودروهاي سبك و سنگين كار خود را آغاز كرد. بعدها فعاليت خود را گسترش داده و در فضايي بزرگتر در حدود 2000 مترمربع فعاليت‌هاي جديد را شروع نمود كه از جمله ميتوان به فروش و پخش محصولـات مرتبط با خودرو و عرضه امكانات جانبي و داخلي خودرو در سطح استان‌هاي گلستان، مازندران و سمنان و همچنين اخذ نمايندگي‌هاي فروش از شركت‌هاي معتبر داخلي و خارجي اشاره نمود.

در حال حاضر در اين واحد حدود 22 نفر نيروي متخصص با مديريت آقاي حسن شاهيني مشغول ارائه خدمات هستند. در اين كاروش ارائه خدمات به دو صورت دستي و اتوماتيك انجامـ ميشود.

فدراسيون بوكس توجهي به مربيان استاني ندارد

حسن شاهینی در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری فارس اظهار داشت: حسینی از شاگردان من است که در مسابقات قهرمانی جوانان آسیا توانست به مدال برنز برسد؛‌ اما حتی یک دور هم به اردوی تیم ملی دعوت نشدم.وی ادامه داد: معمولاً باید مربیان فعال در استان ها به شکل مقطعی هم شده به اردوهای تیم ملی بیایند تا بتوانند در جریان جزئیات کارهای فنی قرار گیرند؛ اما فدراسیون معمولاً از آنها دعوت نمی کند.

مربی گلستان با گله از فدراسیون گفت: یکی از شاگردانم مدال آور آسیایی است و انتظار داشتم که مدت کوتاهی در اردوهای تیم ملی حضور داشته باشم.وی به حضور گابریلف در گلستان اشاره کرد و افزود: او یک هفته در این استان می ماند و روزی 2 نوبت با بوکسورها تمرین می کند. برای حضور در مسابقات قهرمانی ایران از وجود این مربی اوکراینی نهایت استفاده را خواهیم برد.
شاهینی تاکید کرد: ما میزبانی رقابت های جوانان ایران را برعهده گرفتیم، از آنجا که گرگان در همان تاریخ میزبان مسابقات والیبال است مجبور شدیم این پیکارها را در گنبد برگزار کنیم.وی خاطرنشان ساخت: اگر گابریلف زودتر به گلستان می آمد به نفع ما بود و می توانستیم در مسابقات قهرمانی ایران موفق تر بوده و تعداد بیشتری را به اردوهای تیم ملی معرفی کنیم.
سرمربی گلستان حضور سرمربی اوکراینی تیم ملی جوانان را در استان های مختلف یکی از اقدامات مناسب فدراسیون عنوان کرد و افزود: اگر او بتواند چند روزی را در هر استان به آموزش بپردازد، بوکس ایران در آینده متحول می شود. گابریلف در مسابقات قهرمانی جوانان آسیا با 11 نفر 8 مدال کسب کرد که کارنامه موفقی بود.شاهینی درباره وضعیت استان از حیث امکانات بوکس گفت: ما سالن خوبی داریم که البته اداره کل تربیت بدنی آن را ساخته است.
تعداد مربیان و بوکسورها نیز در استان کافی هستند؛‌ اما از حیث مالی نیاز به کمک بیشتری از سوی فدراسیون داریم.

سیستم تقسیم آب

یادمان باشد که سیستم آبرسانی در میان ایرانیان به عنوان یک فرهنگ و سبک زندگی بسیار قابل توجه است. در این تصویر یک ساعت آبی را ملاحظه می کنید. یک قابلمه را پر از آب می کنند و یک کاسه که تهش سوراخ است را بر روی آب قرار می دهند. آب کم کم از طریق سوراخ وارد کاسه می شود و آن را پر می کند. هر وقت کاسه پر شد، یک سنگ کنار می گذارند. بنابراین هر کسی به اندازه حق آب خودش (حقابه)، از آب قنات استفاده می کند.

 میزان آب “دزیان”، بر اساس اِشتاق (اِشتاخ) است. هر اشتاق ۱۲ فنجان (همان کاسه ی بالایی) است. هر فنجان ۵ دقیقه است. هر ۵ دقیقه خودش به جرعه، نیمی، سه جرعه و یکی، تقسیم می‌شود. درواقع هر اِشتاق برابر با یک ساعت (۶۰ دقیقه) آب‌رسانی است. مدار آب در دزیان و روستاهای اطراف ۱۰ ،۱۲،۱۱ و۱۴ شبانه روز است.

شماري از گردشگران اولين جشنواره گردشگري سفر به مناطق روستایی بیارجمند

نخستين جشنواره گردشگری "سفر به توران" هشتم و نهم ارديبهشت ماه ۱۳۹۰ با حضور چشمگير گردشگران، تورليدرها، عكاسان ، خبرنگاران و ... در بخش بیارجمند شهرستان شاهرود برگزار شد.


 به گزارش روابط عمومي اداره كل ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان سمنان،گردشگران در روز افتتاحيه اين جشنواره در روستای قلعه بالا حضور يافتند و با بافت با ارزش روستای قلعه بالا كه داراي خانه هاي روستايي به شكل پلكاني است، آشنا شدند.

ساكنان روستاي قلعه بالا نيز با اجرای موسیقی محلی، چوب بازی، آواهای سرکویری ، عرضه سوغات، آش و نان محلی از گردشگران استقبال كردند.

در اين روز، گردشگران از نمایشگاه صنایع دستی این روستا بازدید و تولید زنده صنایع دستی را از نزديك مشاهده كردند .

 اقامت در خانه های روستایی از دیگر برنامه های این جشنواره بود.

بازدید از روستاهای گیور، دزیان و رضا آباد و پارک ملی توران همراه با دیدن گورخر آسیایی و زاغ بور، تپه هاي ماسه اي و ... از دیگر برنامه های این جشنواره بود كه مورد استقبال گردشگران و طبيعت گردان قرار گرفت.

بررسي كيفي آب در قنات‌هاي بيارجمند شاهرود

نويسنده‌گان:

[ مريم كياني ] - دانشجوي كارشناسي ارشد آب شناسي، دانشكده زمين شناسي، دانشگاه صنعتي شاهرود
[ غلامحسين كرمي ] - استاديار دانشكده زمين شناسي، دانشگاه صنعتي شاهرود

خلاصه مقاله:

منطقه مورد مطالعه در جنوب شرق شاهرود و در بخش بيارجمند، واقع شده است. در اين تحقيق، شش رشته مختلف از قنات‌هاي منطقه مورد بررسي قرار گرفت. به منظور بررسي كيفي آب قنات‌هاي منطقه بيارجمند از هدايت الكتريكي به عنوان مهم‌ترين معياري كه تحت تاثير زمين‌شناسي منطقه مي‌باشد، استفاده شده است. مقادير هدايت الكتريكي آب تمام قنات‌هاي مورد نظر در زمان‌هاي مختلف و در محل نمونه‌برداري اندازه‌گيري شده است. نتايج به دست آمده بيانگر اين مطلب مي‌باشد كه قنات‌هاي كوهستاني (يزدو، قلعه‌بالا و دزيان) نسبت به قنات‌هاي دشتي (دراني، دستجرد و قنات بزرگ) از هدايت الكتريكي كمتري برخوردار بودند. همچنين ملاحظه مي‌شود كه تغييرات هدايت الكتريكي در تمامي قنات‌هاي منطقه بسيار ناچيز است. 

ازدواج در روستاي دزیان

اون قدیما عروسی سه شبانه روز بوده که در روز اول جوونا به صحرا میرفتن و با 


الاغ به جمع کردن هیزم می پرداختن و اولین نفری که از صحرا بر میگشت یه

هدیه ای از طرف داماد میگرفت.و شب همان روز مراسم قند شکنان بود که همه

اقوام و فامیل رو به شام دعوت میکردن .نمیدانم ولی شاید در این بین واسه کل

مراسم قند میشکستن .

اون موقع که دختر خانم ها زیاد بیرون آفتابی نمیشدن از اول مراسم تا آخرش

توی خونه عروس یا داماد می موندن...

روز بعد که حنا رو آماده میکردن واسه شب حنا بندان.در این روز زن های فامیل

مشغول طبخ نان بودن واسه شام و ناهار.

شبش مراسم حنا بندان بود و ست و پای عروس و داماد رو حنا می بستن.

فردای آن روز عروس و داماد رو به حمام میبردن و بعد آن داماد را به پشت بام

میبردن و موهایش را کوتاه میکردن و از اونجا از خونه داماد

دستیمو((=خونچه))به خونه عروس میبردن شبش هم شب عروسی بود و شام

می دادن ولی نه به همه ،از هر خانواده بزرگ اون خونه میرفت.

و فرداش به اقوام و فامیل شام میدادن و بعد شام مراسم پاتختی بود که هر

کسی هدیه یا وجه نقدی به عروس داماد کمک میکردن 

امامزاده پيرمردان - طرود - شاهرود

امام زاده پيرمردان از نوادگان حضرت ابوالفضل (ع) به نام نورالله است كه در فاصله 20كيلومتري از روستاي طرود از توابع شهرستان شاهرود واقع شده است با توجه به اينكه طرود در ابتداي كوير واقع و داراي آب وهواي گرم و خشك است اطراف روستا از طرف شرق و غرب به فاصله 20كيلومتر كوهستاني و داراي آب و هواي معتدل وخشك است كه در گذشته مردم روستا هنگام تابستان و گرمي هوا به مناطق ييلاق كوهستانهاي اطراف كه داراي كلاته هاي زيادي است كوچ ميكردند كه امروزه با گسترش شهر نشيني ديگر از كلاته مذكور تنها براي تفريح و گردش كوتاه مدت استفاده ميشود و بعضا نيز متروكه گرديده است اما امامزاده پيرمردان با كرامات زيادي كه داشته و هم جذابيت محل آرامگاه زائران زيادي در طول سال از شهرستانهاي استان سمنان و گلستان و مسافرين استان اصفهان و يزد به زیارت این امامزاده مشرف میشوند. 

«پرواركشون»

هر فرهنگ و سرزميني بي شك ويژگي و شاخصه هاي فرهنگي منحصر به فرد و قائم به ذاتي دارند كه نمونه آن به لحاظ جنس در فرهنگ مشابه يافت نمي شود. به عنوان مثال، جشن آغاز سال نو در ميان همه ملل گرامي داشته مي شود اما نوع برگزاري و باور مردم هر منطقه نسبت به ديگر نقاط بسيار متغير و متفاوت است و اين امر هم سواي ويژگي هاي فرهنگي و اقليمي ريشه در اقتصاد آن سامان دارد. 

پرواركشون نيز از جمله آيين ها و رسم هايي است كه ريشه در اقتصاد منطقه دارد. يعني اگر اقتصاد و شيوه ارتزاق آنها به صورتي ديگر بود، بي شك اين رسم هرگز به وجود نمي آمد. پرواركشون «دزیانی ها» روستاهای منطقه «بيارجمند» شاهرود نيز تابع يكي از شيوه هاي اقتصادي منطقه يعني خرده دامداري منطقه است. البته اين نكته را نبايد فراموش كنيم كه استان سمنان و شهرهايي كه به نوعي شاهرگ هاي ارتباطي ميان ساير اقوام گوناگون در ايران هستند در تاثير گذاري و تاثير پذيري آيين ها و رسوم مختلف اعم از خاص و عام مي توانند نقش مهمي داشته باشند.

به همين منظور، اين منطقه گاهي به مناسبت هاي مختلف و به خاطر اشتراكاتي كه با خراسان و فرهنگ خراساني، با البرزو خرده فرهنگ هاي البرزي و حتي نمونه هاي مشابه كويري و مركزي ايراني دارند، گاهي مشاهده مي شود در مطالعات مردم شناسي و فرهنگي مورد غفلت واقع شده اند و آيين ها و رسم هاي منحصر به فردي مانند «پرواركشون» و... از نگاه عموم دورمانده است.
    بي شك همان طور كه گفته شد، رسم پرواركشون ريشه در اقتصاد منطقه دارد كه يكي از ويژگي اقتصادي مردم اين منطقه نوع دامپروري آنهاست، دامداري و گله داري در مناطق مختلف ايران داراي ساختارهاي پرورشي متفاوتي است. به عنوان مثال، مي توان به ييلاق و قشلاق كردن اكثر اقوام دامپرور ايراني مانند لرها، كردها، ترك ها و ديگر اقوام اشاره كرد كه خانواده ها و ايلات بنا به شرايط آب و هوايي و تهيه غذا و علف براي دام مجبور مي شوند سالي دو بار كوچ كنند و از مناطق سردسير در فصل سرد به مناطق گرمسير و در فصل گرم هم عكس آن عمل كنند.

 اما در مناطقي مانند گيلان، مازندران و تهران كه نشاني از ايل و عشيره در آن وجود ندارد، خانواده ها در روستاها ساكن مي مانند و افرادي به عنوان گالش و چوپان، گله را به هر جايي كه هوايي بهتر و علفي بيشتر داشته باشد، گسيل مي دهند اما در مناطق يادشده شاهرود كه در حاشيه كوير و انتهاي اقليم البرز شبز و خزري قرار دارد به علت كمبود علوفه و مراتع اكثر خانواده ها كه وسع مالي كمتري نسبت به خوانين دارند، تعداد انگشت شماري گوسفند را در خانه ها و حتي زير سايبان هاي پشت بام خانه هايشان پرورش مي دادند و همه ساله از اواسط پاييز و شروع فصل سرد اقدام به برپايي مراسم پروار كشون مي كردند.

مردم اين مناطق براساس يك سنت ديرين همه ساله براي تهيه آذوقه يك سال چندين گوسفند پروار شده را به همراه يك ميهماني فاميلي و خانوادگي قرباني مي كردند. ابتدا سهم ميهماني را كنار مي گذاشتند سپس باقي گوشت ها را براي آذوقه زمستاني و ديگر فصول فراوري مي كردند.

مردم روستا گوشت ها را در روغن و نمك سرخ يا قورمه مي كردند. بعد از قورمه شدن گوشت ها آنها را در شكمبه يا همان سيرابي گوسفند كه كاملاشسته و پاك شده بود مي ريختند و در جاي خشك و خنك خانه مي آويختند تا روغن كاملابسته شود و از فساد و نابودي در امان بماند و هرازگاهي هم در روزهاي مختلف اگر نيازي به آن داشتند قطعه اي از آن را جدا مي كردند و در غذاي مورد نظر مي ريختند. گفتني است در روزهاي پرواركشون، دو گونه نان پخته مي شود. يكي ناني كه بعد از پخته شدن قطعه قطعه مي شود و به روغن درون لاك هاي چوبي يا تاغارهاي سفالي كه به روغن قورمه آغشته هستند، اندوده مي شوند و در پايان ميهماني پرواركشون ميان ميهمانان پخش مي شود. نان ديگر اين مراسم نان «قليس» است كه شبيه نان بربري است.

طرز تهيه اين نان هم به اين صورت است كه از خمير بازمانده نان شب پرواركشون خميري شبيه به پيراشكي تهيه مي كنند و جزغاله هاي باقي مانده از روغن كشي دنبه گوسفند را در آن مي ريزند. پس از اين مرحله سر خمير را مانند پيراشكي به هم مي آورند و در ظرفي مخصوص تعبيه مي كنند و در تنور قرار مي دهند كه پس از پخته شدن نان آن را نيز در ميهماني در ميان ميهمانان تقسيم مي كنند. نان «قليس» گويا شكل اوليه نان بربري باشد. زيرا گفته مي شود شكل اوليه اين نان كه در برخي نقاط شمالي كشور به «قلاج» معروف است، توسط مغول ها به ايران آورده شد و به همين سبب به نان «بربري» معروف است. پرواركشون آيين و رسم مردم ضعيف و رعيت عصر فئوداليسم و نظام ارباب رعيتي بود و اين مردم براساس موقعيت و وضعيت اقتصادي خود به اين شيوه غذاي سالانه خود را تهيه مي كردند. زيرا اين آيين در ميان خوانين و فئودالان منطقه اصلارواج نداشت. زيرا آنها هروقت كه دوست داشتند مي توانستند در فصول مختلف سال گوسفندي را قرباني كنند.

درحال حاضر، مراسم پرواركشون نسبت به گذشته با رونق كمتري برگزار مي شود كه يكي از دلايل اين امر، وجود خشكسالي ديرپا در استان كويري سمنان است به طوري كه مي توان گفت دامداري را در اين منطقه تا حد بالايي نابود كرده و ديگر گسترش زندگي مدرن و افزايش سطح كيفي زندگي و امكانات است. زيرا به باور خيلي از اهالي با ورود برق و امكاناتي مانند يخچال ديگر نيازي به قورمه كردن گوشت نيست. اما هنوز اين آيين در ميان افرادي كه به سنت نياكان وفادار هستند، برگزار مي شود.